نوروز خاطره بزرگ ایرانیان

   این نوشته از دو سال پیش را دوباره به روز می‌کنم.نوروزهمیشه برای من زیبا و زاینده بوده چنانکه زادروز خودم نیز در نوروز است. بدینسو نه تنها خاطره نیاکان که خاطره زندگی کوتاه خود را نیز باز می یابم.

چه زیبا و بزرگ است یاد نیاکان بزرگ و فرمند ما از آغاز زندگی ایرانیان تا روزگار جمشید و از آن هنگام تا به روز زردشت پیامبر  باستان و تا به درخشنده ترین برگ زندگی ایرانیان روزگار کوروش بزرگ دادگر و شکوه جهانی داریوش و پارسه خشترا و از آنهنگام تا روزگار تیره ی الکسندر گجسته و پس از آن زایش دوباره ی این سرزمین افسانه ای و دوباره ی زنده کردن بزرگی ایرانیان در روزگار ساسانی و از آنهنگام  تا پذیرش اسلام تا به امروز که دست جفاپیشه ی روزگار این سرزمین کهن را ناتوان ساخته هنوز خون آریایی در رگ های این بوم زنده است و هنوز ایران جاودان پابرجاست. نوروز برترین نماد از زندگی دور و دراز ایرانی است که همواره هرچند در تیره روزی با ما بوده است. پس نوروز بمان تا آمدنت که برترین جشن جهان است دستاویزی برای زنده کردن یاد نیاکانمان باشد.نوروز نه تنها جشنی ایرانی که جشنی برای همه ی آفریدگان و آغازی دوباره برای زندگی و شادابی و خرمی است و چه نیک است آنکه نوروزش را در بهار گرفته است.

سخنان دکتر شریعتی را درباره ی نوروز بسیار زیبا یافتم، از اینرو فراز هایی از آنرا در این یادبود نوروز می آورم:

 نوروز داستان زیبایی است که درآن طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند. در انهنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم گویی خود را در همه ی نوروز هایی که هرساله در این سرزمین برپامی کرده اند حاضر می یابیم. و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد. ایمان به این که نوروز را ملت ما هرساله در این سرزمین برپا می داشته است، این اندیشه های پرهیجان را در مغزمان بیدار می کند که آری هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر (گجستک) چهره ی این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید و همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ی ما نوروز را جدی تر و با ایمان بیشتری برپا می کردند؛ آری هر ساله! حتی همان سال که سربازان قتیبه (سردار عرب و کارگزار حجاج) بر کناره ی جیحون سرخ رنگ، خیمه برافراشته بودند و مهلب ( مانند قتیبه) خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح ودرکنار آتشکده های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می گرفتند. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان،در چشم موبدان، در چشم   مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوقان و دانشمندان که گفته اند: نوروز روز  نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز دراین کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را هرمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. بی شک روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سرزده است و نخستین بار آفتاب درنخستین نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. انتخاب علی به خلافت و وصایت در غدیرخم هردو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند، پشتوانه ی نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود،  روح مذهب نیز گرفت؛ سنت ملی ونژادی با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت. نوروز این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می شنیده است؛ پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی سرود مقدس موبدان و زمزمه ی اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند؛ از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه ی این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه ی قرن ها و با همه ی نسل ها و همه ی اجداد ما از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی زیسته است و با همه مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را ، همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن،  زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه، پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه  حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بندبندش را از هم می گسسته است. و ما در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخسین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی افروزیم و در عمق وجدان خویش به پایمردی خیال از صحراهای مرگ زده ی قرون تهی می گذریم و در همه ی نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می شده است، با همه ی زنان و مردانی  که خون آنان در رگ هایمان می دود شرکت می کنیم و بدینگونه "بودن خویش" را  به عنوان یک ملت در تندباد ریشه برانداز زمان ها خلود می بخشیم و درهجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خویش برده ی رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعادگاهی که همه ی نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم و "امانت عشق" را از آنان به ودیعه می گیریم که "هرگز نمیریم" و " دوام راستین" خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنا و قداست و جلال دارد و برپایه ی اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است، بر "صحیفه ی عالم" ثبت کنیم.

برگرفته از: کویر، دکتر علی شریعتی، شرکت انتشار، تهران، ۱۳۴۹  

/ 8 نظر / 18 بازدید
تیمور

سلام به تو ایران نژاد عزیز و به همه کسایی که راه رسیدن به فردای سعادتو در کوششا و مجاهدتای فرهنگی میدونن. پیشا پیش هم عید بسیار زیبا و پرشکوه نوروزو که الحق زیباترین عید جهانه و با قشنگترین روزای سال یعنی بهار مصادفه بهت تبریک میگم. من معتقدم که این عید عزیز تو دنیا لنگه نداره و یه روزی جهانگیر میشه. نوروز به همه آدمای باحال ، ایرونی و غیرایرونی و به تموم قلبای عاشق و عقلای سلیم که خیر خودشونو تو خیردیگرون میبینن مبارک و شاد و خجسته باشه ، ایشالا. زت زیاد....

بهرام ساسانی

با درود. این بخش که نوروز پس از پیوند خوردن با عشق و علی و ... محکمتر شد احتمالا از شریعتی است[نیشخند] نوروز هیچ نیازی به شریعتی ندارد. نوروز هیچ نیازی به اینکه شریعتی آنرا ستایش کند و یا مطهری آنرا لعن کند، ندارد. نوروز نوروز است. هرآنکس که جلویش ایستاده را به باد فراموشی سپرده و خود پیش رفته است. امامت و ولایت و تشیع و تسنن و اعتقاد به این خدا و آن خدا و این دین و آن دین گذرا است. نوروز ثابت کرده که ماندنی است. نوروز شما نیز پیروز باد. به نوبه خود از تلاشهایت سپاسگذاری میکنم. [گل]

نازنین متین

با درود...پیشاپیش زاد روز زایشت و همچنین نورز را به تو دوست گرامی شادباش می گویم و آرزومندم تا 120 سال دیگر همچنان شاد و پر توان باشی... در ضمن در باره ی جشن سوری جستاری گذاشته ام گفتم شاید دوست داشته باشی بدانی شاد باشی

علیرضا سپهرآرا

با درود پیشاپیش نوروز را به شما شادباش می گویم و امیدوارم سال خوبی را در پیشرو داشته باشید. با سپاس علیرضا سپهرآرا

آریانام

سلام به همه دوستان. از لطف شما بسیار سپاس‌گذارم. به فر ایزدی با نوروز درود بر همه جهان درود بر همه یاکان از اکنون تا روزگار ایرانویج و درود بر همه ی کسانی که به هویت ایرانی و نه اسلامی [نیشخند] افتخار می کنند. چون بنده در مسافرتم امکان خواندن وبلاگ های پرشین بلاگ را ندارم. چون با لپ تاپم نمی توانم انها را باز کنم. درود بر همه دوستان.

مهدیه

تولدت مبارک[ماچ][ماچ][ماچ][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

mmj

وبلاگ ایران باستان با موضوع : زن در ایران باستان بروز شد در دوران دینی ، زنان نوعی کالا بودند وبر آنان اصل مالکیت و انحصار مترتب بود . براین اساس زنان احتکار میشدند ، مبادله میگردیدند ، به قرض داده میشدند ، فروخته میشدند ، . zratosht.blogfa.com

آریانام

وضعيت زن در ايران باستان روزگار درازي پيموده. در روزگار زرتشت زن و مرد برابر بودند و در تمام گاثاها مي توان اين واقعيت را يافت. همچنين در جايي از يسنا كه بنده در گفتار جايگاه زن در ايران باستان نموده ام حتي پادشاهي مرد و زن را برابر دانسته است. در روزگار هخامنشي مقام زن بسيار والا بوده و نويسندگان يوناني به اين دليل اظهار تعجب داشته و حضور اجتماعي زن را زير سوال مي بردند. در اين باره نيز به كتاب زنان هخامنشي مي‌توانيد مراجعه كنيد. اما در روزگار پس از هخامنشي به دليل جو ايجاد شده ي يوناني كه زن را پست تر از مرد مي دانست وضعيت زن رو به نزول نهاد. كتاب ونديداد كه گاه قوانين غيرمنطقي دارد و درباره‌ي زن نيز گاه چنين است در روزگار اشكاني تدوين شده و بسياري از قوانين ابتدايي در آن به طريقي راه يافته است. اين كتاب بعدها در روزگار ساساني جزو كانون اوستا قرار گرفت. وضعيت زن در روزگار ساساني به هيچوجه به خوبي دورا گذشته نبود اما هرچه بود بهتر از وضعيت وي در ميان مسلمان و اعراب و بعد ايران اسلامي بود