جنگ ماراتون

در سال ۶۰ هخامنشی، گروهی از‌یونانی های آسیای کوچک که سردسته‌ی آنها بزرگان میله توس[1] بودند، بر هخامنشیان شوریدند و از‌یونانیان اروپا درخواست کمک کردند؛ آتن و ارتریا[2] با ۲۰ و ۵ ناو به خیزش آنها پیوستند.[3] شورشیان به سارد درآمدند؛ ارد فر (آرتافرنا) برادر داریوش و شهربان سارد، به همراه پادگان ایرانی توانستند تا رسیدن نیروی کمکی در ارگ شهر پایداری کنند. شورشیان به غارت شهر پرداخته، آتش سوزی گسترده ای به راه انداختند که به نابودی بخش بزرگی از خانه های شهر انجامید. مردم در شهر به جنگ‌یونانیان پرداختند که ناگزیر،‌یونانیان از شهر بیرون رفته، عقب نشستند. هنگامی که خبر آتش زدن سارد به دست‌یونانیان به داریوش رسید، چنانکه هرودت می گوید[4] اعتنایی به آن نکرد، چه می دانست که این کار آنها بی کیفر نمی ماند.

 

 با رسیدن نیروهای کمکی،‌یونانیان در تابستان ۶۱ هخامنشی سرکوب شدند.  پس از آن، آتن دست از تقویت شورشیان برداشت؛ با این همه، شورشیان، بیزانتیوم (استانبول کنونی) و چند شهر دیگر اروپایی را گرفتند، و از آنجا به کاریا دست انداختند، بخش هایی از قبرس نیز به شورش پیوست. اردفر و سردارانش به لشکرکشی گسترده ای پرداخته، با کمک مردونیا داماد داریوش که کشورهای اروپایی را به سامان کرد و به مقدونیه در آمد، سرانجام در بهار سال ۶۶ هخامنشی، همه چیز را به حالت پیشین بازگرداندند.

 

بر اثر چنین شورش هایی، دولت ایران دست به اصلاحاتی در شهرهای‌یونانی زد؛ چنانکه اردفر نمایندگانی از شهرهای‌یونانی خواسته، آنها را ملزم به عقد قرارداد میان آنها  نمود تا به جان هم نیفتند و منازعات را به دیوان داوری عرضه بدارند، اصلاح دیگر بازنگری در ماخذ خراج بود، با این هدف کارگزاران اردفر همه‌ی خاک‌یونانیان را مساحی کرده، برای هر فرسنگ مربع خراج معین کردند[5]. در سال ۶۷ دولت ایران پیک هایی به دولت شهرها و آداک هایی( جزیره هایی) که هنوز مستقل بودند فرستاد تا آنها را به فرمان خود درآورد که به آن پاسخ دادند[6].

 

پس از آن لشکری به فرماندهی دریابان داد (داتیا) و سرلشکر اردفر پسر همنام شهربان لیدی  برای سرکشی به اداک های دریای اژه فرستاده شد تا آنکه‌یونانی هایی که آب و خاک نداده بودند تنبیه کنند[7] که پس از آن برای گوشمالی ارتریا و آتن  پا به‌یونان اروپا نهادند، ارتریا طی هفت روز سقوط کرد، پس از چند روز استراحت، به راهنمایی هیپ پیاس[8] آتنی، سپاه پارس در دشت ماراتون[9] در ۲۵ کیلومتری خاور آتن در ۱۴ شهریور سال ۶۹ هخامنشی اردو زد، که برای عملیات سوارنظام مناسب می نمود و به ارتریا نزدیک تر بود. گرچه لشکر آتن جاده را به سوی آتن بسته بود، باز‌یارای برابری با سپاه ایران را نداشت؛  شمار سربازان‌یونانی را حدود ۱۱ هزار تن بر شمرده اند[10].  باید توجه داشت که لشکر همراه داد و اردفر چون با کشتی آمده بود بسیار کوچک بوده (حداکثر ۱۵۰۰۰تن)، پس می توان گفت که شمار‌یونانیان و ایرانیان برابر بوده و‌یا حتی شمارسربازان داد و اردفر کمتر از‌یونانیان بوده است. چون دشمن به برابر سپاه ایران نیامد، داد و اردفر تصمیم به سوارشدن به کشتی و حرکت به سوی آتن از راه دریا در بامداد ۱۹ شهریور گرفتند، آتنیان بوسیله‌ی‌یونانیان ارتش از این تصمیم آگاه شدند. به هنگام سوارشدن لشکر در آغاز بامداد (برای غافلگیری)، آتنیان به سپاه ایران تاختند، که سبب کشته شدن گروهی از سربازان شد. این واقعه را نویسندگان‌یونانی به جنگی تمام عیار بدل ساخته اند که در آن آتنیان رشادت بسیار کرده اند: آتنی ها نخستین مردم‌یونانی بودند که دوان به دشمن حمله کرده، بی ترس به جامه‌ی ایرانی نگریستند و توانستند به سربازان ایرانی نگاه کنند، چه تا آن هنگام از نام ایرانیان‌یونانیان دچار وحشت می شدند[11].

 

پس از آن ایرانیان به دریا حرکت کردند تا پیش از آنکه سپاه‌یونانی برسد، از راه نزدیکتری به آتن درآیند؛ از اینرو سونیوم[12] را دور زده به فالرون[13] ، بندر آتن درآمدند و پس از قدری توقف به آسیا برگشتند. آتنی ها از رفتن پارسیان دریافتند که می خواهند به سرعت به شهر درایند، پس  پیش از رسیدن ایرانیان، به سرعت به آتن برگشتند تا شهر محفوظ بماند[14].

 

علت برگشت سپاه را به آسیا نمی دانیم، شاید چنین باشد: چون ایرانیان انتظار انقلاب داخلی در آتن را می کشیدند که نشانی از آن نیافتند و همچنین دریافتند که آتنیان هیپ پیاس را نمی خواهند و چون هدف گوشمالی بوده است و تا اندازه ای  انجام شده است، تصمیم به برگشت گرفتند. به هرحال چون مدرک دیگری مگر نوشته های نامعتبر‌یونانی نداریم، حقایق را نمی دانیم.

 

در تاریخ‌یونان و به تبع آن در تاریخ اروپا، جنگ ماراتون بازتاب گسترده ای‌ی‌یافت و آن را پیروزی بزرگی به شمار آورده اند.  گزارش این جنگ را داستان سرایان‌یونانی نوشته اند و می خواهند که چنین القا کنند که ایران که در همه جا پیروز بوده است، از‌یک دولت شهر شکست‌یافته است، هرچند که این لشکرکشی کشوری نبوده و تنها به شهربان لیدیا مربوط بوده است. باید توجه داشت که در هر صورت آتن سروری ایران را پذیرفته بود و از کردار ناشایست خود بیمناک بود.

 

داستان برخوردهای شهربان های دولت ایران( در آسیای کهین) با‌یونانیان و همچنین درآمدن خشایارشا به‌یونان  و شکست جلوه دادن پیروزی او، دستاویزی بیهوده برای بزرگ کردن‌یونان است تا‌یونانیان آینده و اروپاییان بتوانند بگویند که اگر ایران بوده است، ما هم بوده ایم.

 

[1]Miletus

[2]Eretria

[3] هرودت 5، بندهای 97 و 98

[4] کتاب5، بند 105

[5] هرودت 6، بند 42

[6] هرودت 6، بندهای 48 تا 50

[7] همان، بندهای 94 تا 101

[8]Hippias

[9]Marathon

[10] پیرنیا ، جلد1، ص 676

[11] هرودت، 6، 112

 

[12]Sunium

[13]Phaleron

[14] هرودت، 6، 116

/ 5 نظر / 38 بازدید
ahoora

تارنگار اهورا با نوشتاری درباره جشن‌های ايران باستان و جشن سده به روز رسانی شد. حضور شما فرهنگ دوست را به اين تارنگار گرامی می‌داريم .

armin

پاينده و پيروز باشيد

farshid

سلام دوست گرامی اين مارتون هم ۱خيال از نوع يونانيه و پور مزدی اخه کدام ارتش مجهزی از اون تعداد يونای خلو چل شکست ميخوره من که باور نميکنم هميهش موفق باشيد اين يونان زور ترکيه رو نداره بياد حريف ايران بهش مسخره والا ساخته مغرضين غرب زده و شرق زده

ahoora

دوست گرامی با درود فراوان . تارنگار اهورا به روزرسانی شد. توجه شما را به مطلب عنوان شده در آن جلب می‌کنم . بدرود

سورنا گیلانی

با درود فراوان ؛ تارنگار سرزمين جاويد با نوشتاری با عنوان « دانش ؛ فرهنگ ؛ اموزش در روزگار تيموريان -۲» به روزشد .