قرباني و عيد قربان

قرباني عمري دراز دارد و شايد به قدمت پرستش در آدمي به عقب برمي‌گردد. پس از آنکه انديشه‌ي پرستش در آدمي شکلي اجتماعي گرفت، قرباني نيز به عنوان هديه‌اي از سوي پرستار به پرسته پديد آمد. قرباني دو جنبه‌ي متضاد دارد؛ يکي  گرفتن جان يک جاندار که براي جانداري از ميان جانداران که فهم و شعور دارد و مي داند که نعمت حيات عزير است، محکوم است و ديگري هديه به معبود است که جنبه‌اي روحاني  دارد که قرباني‌کننده مي‌خواهد با تقديم جان به فکر خود سبب خشنودي معبود گردد. حال چرابايد با گرفتن جان يک جاندار همراه باشد، در اين باره نمي‌توان چيزي گفت. باري شايد بتوان قرباني را در ادوار کهن تنها رسم ديني و نشانه‌ي پرستش پنداشت که به همراه آن نيايش به درگاه معبود نيز انجام مي‌گرفت. در ادوار کهن افزون بر قرباني جانوران، قرباني آدمي نيز در برخي جاي‌ها رايج بوده است و بويژه در ميان ملل خاورميانه و ساميان مي‌توان آنرا ديد و شايد نيز در ادوار دور حتي در ميان آرياها نيز وجود داشته است.[۱]

بويژه پس از آنکه کساني انجام مراسم ديني را برعهده گرفتند و به گونه‌‌ي يک طبقه‌ي اجتماعي درآمدند، بنياد قرباني در مراسم ديني نيرومند گشت، چه قرباني که مي بايست با حضور و گاه به دست کاهن انجام گيرد، از منابع درآمد طبقه‌ي کاهن به شمار مي آمد. ويژه آنکه هرچه شمار خدايان افزون‌تر بود، اندازه‌ي قرباني‌ها بيشتر مي شد. قرباني به اشکال گونانگون در ميان ملل مختلف ديده شده است. در ميان آرياها در ايران و هند و همچنين در ميان ساميان در بابل و اطراف آن و نيز بعدها در ميان يونانيان. از شکل قرباني در هند و ايران در روزگاران ديرينه آگاهي چنداني وجود ندارد و بيشتر محتمل است که تنها به کشتن جانور اقدام مي‌نمودند. شکل بسيار مضمومي از قرباني را مي‌توان در ميان يهود ديد که به صورت منظم و در بازه‌هاي زماني مشخص براي خدايشان به قرباني مي‌پرداختند. به نظر مي‌ايد که قرباني در ميان ايشان در آغاز شامل آدمي نيز مي‌شده است و سپس آن رسم نادرست برافتاده است. باري يگانه مراسم ديني يهود در آغاز دورانشان قرباني و سپس سوزاندن آن بود و بدينسو به راستي آفريده‌اي که جان شيرين داشت را بيهوده از ميان برمي‌داشتند. به هرحال چنين مراسمي را با تفصيل مي‌توان در تورات يافت.[۲]

انديشمندان و مصلحان بزرگي چون زردشت و بودا اين رسم را مردود دانستند و آدميان را متوجه خصلت‌هاي خود آدمي نمودند، يعني اينکه آدمي نمي‌تواند با قرباني به درگاه سرچشمه‌ي آفرينش نزديک گردد که بايد با خصلت‌هاي نيک و ياري و کمک به ديگران از اين نعمت بهره‌مند شد. تاگور، فيلسوف و شاعر بزرگ بنگالي‌ها، برنده جايزه نوبل،‌تحت تأثير اين اقدام زردشت كه قرباني جانوران را منع كرده گفته است: «در ايران باستان، هنگام نيايش، قرباني كردن چارپايان منع شده است و اين امر نه تنها جرأت بلكه قدرت معنوي زردشت را در بيان حقيقت خداوند نشان ميدهد، پلوتارك نوشته است، زردشت، ايرانيان را در عبادت اهورامزدا فقط به فديه معنوي كه نيايش و سپاسگزاري باشد واداشت، ميان عبادتي كه با قرباني و فديه خونين صورت مي‌گيرد و عبادتي كه با پرستش و دعا انجام مي‌شود فرق بسيار است جاي شگفتي است كه زردشت در ميان مردان عهد كهن اول كسي است كه با يك شور مذهبي اين سد را شكسته از مجاز به حقيقت رسيد، حقيقتي كه ضمير او را پر كرده بود نه از كتاب و رهنمائي به عاريت گرفته بود و نه از تعليم سنتي به او رسيده بلكه مانند پرتوي ايزدي و الهامي عيني سراسر وجود او را فراگرفته بود»[۳]

قرباني چنان در ميان ملل ريشه دوانيده بود که از ميان نرفت، با اين همه دستکم در ميان ايرانيان بخردانه گشت و چهره‌ي بيهوده‌گونه‌ي خود را از دست داد. پس از زردشت قرباني با شيوه‌ي ملايمتري انجام مي‌گرفت، آن قرباني که بعدها ايرانيان انجام مي‌دادند، هرچند که با حضور مغان انجام مي‌شد، براي خود و بهره بري از آن بود؛ چنانکه قرباني ايراني را هرودت[۴] اينچنين شرح مي‌دهد که بي تکلف در فضاي باز، نخست به درگاه خدا براي همگان دعا مي‌کنند؛ آنگاه جانور را قرباني کرده گوشتش را تکه تکه کرده بخش مي‌کنند و گوشت آنرا به خانه مي‌برند تا به مصرف برسانند. استرابون[۵] مي‌افزايد كه به باور پارسي‌ها خداوند تنها خواهان روان قربانيست و به گوشت آن توجهي ندارد. بودا نيز مدت‌ها پس از زرتشت قرباني جانوران را محکوم دانست، چنانکه يکي از پنج دستور وي در اخلاق، آن است که نه خود جانداري را بي جان نما و نه بگذار ديگران چنين کنند.[۶] 

در اسلام و ايران اسلامي نيز قرباني كردن همچون يك وظيفه ديني پابرجا ماند، زيرا شارع مقدس اسلام، آنرا جزء عبادات پذيرفته و مقرر داشته بود، صرف‌نظر از مناسك حج كه زائران خانه خدا، از هر ملت كه باشند، بطور واجب، در مكه و صحراي منا، قرباني‌اش با شرايط خاص، آنچنانكه در كتب فقها آمده، در راه خدا انجام مي‌دهند، هنگام نذر و نياز و بيشتر در روز عيد قربان (اضحي) و ساير مراسم مذهبي، ‌به عنوان يك عبادت مستحب، مردم مسلمان، به اداي آن مي‌پردازند. بايد توجه داشت که در اسلام قرباني، آن گونه‌ي مضموم قرباني يهود را ندارد و همچنين آنگونه نيست که به کلي قرباني را منع نموده باشد، که آنرا جايز دانسته و در حج واجب گردانيده، ولي هدف از آن اين است که بهره‌اي به تهي‌دستان برسد و اگر به احکام اسلامي مراجعه شود، بايد قرباني و هم قرباني عيد قربان براي مصرف و کمک به تهي‌دستان باشد و اگر تنها صرف کشتن جانور باشد عملي محکوم است.

عيد قربان در روايت اسلامي يادواره‌اي است از فداکاري ابراهيم از اينکه براي خدايش از جان فرزندش نيز گذشت و همچنين نشانه‌اي است از مضموم بودن قرباني آدمي. ابراهيم در ميان ساميان به راستي نخستين کس بود که به انديشه پرداخت و روش پرستش و خدايان مردم خود و همچنين استبداد مطلق پادشاهش را زير سوال برد و محکوم کرد و با تفکر ژرف توانست به حقيقتي بزرگ که همانا آفريدگار جهان باشد دست يابد. داستان ابراهيم و ذبح فرزندش که به گواهي قرآن[۷] اسماعيل بوده (برخلاف تورات که اسحاق را ذبيح مي‌داند) نشانه‌ي ايمان کامل به خدا و فداکاري اوست. داستان ابراهيم که با تفاوت‌ها و تفصيلات مختلفي در تورات و قرآن آمده و گاه نيز روايت قرآن و تورات بسيار به هم نزديک است، روايتي است زيبا از سپاسگذاري و همچنين آزمون الهي و در پايان پاداش اين آزمون خطير که دوباره يافتن فرزندش باشد (البته روایات مضمومی درباره‌ی ابراهیم در تورات آمده که به طور مشخص زاييده‌ی قوم يهود است).


[1] ويل دورانت، كتاب اول (بخش اول) ص ۵۴۵

[2] بويژه باب ۲۸ از سفر اعداد را مصالعه بفرماييد

[3] گاتها، ترجمه پورداود، ص ۷۹و ۸۰، نوشته‌ي تاگور در پايگاه کانون پزوهش‌هاي ايراني نيز وجود دارد. 

[4] کتاب۱، بند ۱۳۲

[5] کتاب۱۵، بند ۱۳ به بعد 

[6] نقل از اديان بزرگ جهان، هاشم رضي؛ بخش بودا

[7] صافات(۳۷)، آيه هاي ۱۰۱ تا ۱۰۷

/ 5 نظر / 49 بازدید
ژاله

بسيار بسيار نوشته عالی بود... متاسفانه تو مملکت ما وقتی يه چيزی رسم ميشه ديگه گاهی جنبه حتی خواست خدا بودن و اينحرفها رو هم از دست ميده. آخه امام حسين مظلوم کی گفته اينقدر گوسفند و گاو وشتر بکشيد براش... قران خودمون کجاس نوشته برای ازدواج و زائيدن و تصادف وغيره يک حيوان بدبخت رو بکشيد... ای بابا آريا نام عزيز بيخود نيست که وضع مردم اين مملکت اينه... از بس همه کوته فکر و نادان هستند. درهرحال من که امروز و روزهای عذاداری امام حسين اصلا از خانه خارج نميشم تا اين وحشی بازی ها رو نبينم.. بگذريم از ا ينکه خيلی ها هم با دک و پز و صدقلم آرايش پا ميشن ميرن تماشا..

ريحانه

فکر ميکنم قربانی کردن از کيش مهر وارد دين مزدايی شد چون در زمان زرتشت و گاتها به چنين چيزی بر نميخوريم در مورد اسحاق جای تعجب اين جاست که خود يهوديان نيز نيک ميدانند که بزرگزاده هميشه قربانی ميشود و فرزند برگ ابراهيم اسماعيل بود. پيروز باشيد.

نازنين

بادرود...آيين قربانی کردن تاريخ بسيار طولانی دارد که شما بسيار مختصر و مفيد توضيح داديددر ديدگاه من اديانی مانند بودايی که قربانی کردن حيوانات را نکوهيده اند بيشتر از اينروی که عقيده به تناسخ داشته اند بوده است و برای همين تفاوت دارد با عقايد زرتشت و ديگر اينکه در روز قربانی کردن در مراسم حج آنقدر گوسفند قربانی می شود که با بيل های مکانيکی روی آن ها خاک می ريزند وگرنه بوی تعفن را نمی شود تحمل کرد با مقدار گوشتی که آنروز قربانی می شود می توان به تمام گرسنگان غذا داد و افسوس از اين همه نادانی!!تارنگار من به روز شد سربلندی وبهروزی شما را آرزومندم

پيشاهنگ

بادرود بسيار زيبا و علمی بود. بدرود

بهرام ساسانی

سخن از ابراهيم تنها از باور و ايمان می آيد و وبلاگهای پژوهشی جای باور و ايمان نيست. بايد با دليل و سند و مدرک سخن گفت. ابراهيم از نظر تاريخی وجود خارجی نداشت چون حتا يک کلمه از خود بر جا نگذاشته است. تورات که در بهترين حالت هزار سال پس از ابراهيمی که ميگويند ۴۰۰۰ سال پيش بوده نوشته شده و تازه متن تورات را پژوهشگران هرگز به ۳۰۰۰ سال پيش نميبرند. خيللی جديد تر است. قرآن هم که حدود ۲۶۰۰ سال فاصله داره. البته شما حق داريد به ابراهيم ايمان داشته باشيد چون به قرآن ايمان داريد. ولی در بحث پژوهشی سند مطرح است نه ايمان. يهوديان هرگز ۴۰۰۰ سال پيش افکار توحيدی و يکتاپرستی نداشتند. هرگز کسی پيش از زرتشت تفکر يکتاگرايی نداشته است. البته اگر زرتشت را پيش از آخناتون مصری ببريم. حتا اگر پس از آن هم باشد (که نیست) به دليل دوری از هم تاثيری بر هم نداشتند و باز اين تفکر زرتشت است که ماندگار ميشود نه فرعون مصری. پس باز زرتشت مخترع يکتاپرستي است.