سيری در اديان و اسلام ۳

گفتار دوم: اسلام و قرآن، بخش دوم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

قرآن و ديگران

پيام اسلام با ديگران يعني نامسلمانان تا اندازه اي با مداراست و حکم جهاد تنها از روي اختلاف عقيده ظاهر نمي شود و اگر با کافران نيز جنگ در گرفته از آنروست که فتنه روي ندهد يا آنکه آنان ستمکار بوده اند[۱]. دستور جهاد تنها به جهت نياز آمده است، براي نمونه آنجا که مي فرمايد با آنانکه با شما مي جنگند بجنگيد، ولي تجاوز نکنيد که خدا متجاوزان را دوست ندارد[۲].

ميان مسلمانان و اهل کتاب( به طور کلي) جنگ و دشمني نبوده است:" با اهل کتاب مگر به نيکوترين گونه مجادله نکنيد مگر ستمکاران از آنها، و بگوييد ما به آنچه برما و شما فرود آمده ايمان داريم و خداي ما و خداي شما يکيست و ما تسليميم[۳]."

قرآن اديان يهوديت، صابئي (پيروان يحيا که در پيوند با يهوديان است با اين همه جنبه ي  بسيار قومي يهود را به نظر مي رسد نداشته باشد) ،مسيحيت و همچنين مزديسنا را به عنوان اديان رسمي بيان داشته است: ان الذين آمنوا و الذين  هادوا و الصابئين و النصاري و المجوس و الذين اشرکوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامه ان الله علي کل شيء شهيد[۴]. آيه سه گروه را معين مي کند:  دسته ي نخست آنهايي که ايمان آورده اند يعني مسلمانان، دسته ي دوم اديان توحيدي ديگر يعني يهود، صابئين، مسيحيان و زردشتيان؛ و در پايان دسته ي سوم که مشرک و کافر هستند و به نظر مي آيد نام دادن کافر و مشرک و نجس خواندن آنها پس از مرگ پيامبر و از سوي جانشينان وي براي ايجاد حس حمله به ديگر کشورها رخ داده باشد. در قرآن  آمده که مشرکان نجس هستند[۵]، ولي اين معناي شرک را بعدها به غير مسلمانان تعميم دادند و يهود و صابئي و مسيحي و زردشتي را نيز نجس خوانده اند.

سوره ي توبه را مي توان شديدترين سوره در برخورد با ديگران دانست، آنجا که درباره ي اهل کتاب نيز گفته است: با آنکسانيکه ايمان به خدا و رستاخيز نمي آورند و آنچه خدا و پيامبرش حرام کرده حرام نمي دارند و کساني از اهل کتاب که به دين حق نيستند بجنگيد تا به خواري به شما گزيت دهند[۶]. البته اينجا نيز بايد توجه داشت که کساني از اهل کتاب که به دين حق نيستند، يعني کژروي مي کنند مورد نظر است نه همه ي اهل کتاب.

شايد بتوان گفت پس از مرگ پيامبر مسلمانان شايد بدين آيه ها استناد کرده، براي دست اندازي به سرزمين هاي پربار و منعم شدن از خوراک هاي رنگارنگ و کاميابي از زنان و غارت ثروت هاي توانگران جهان، تنها نام اسلام را بر خود گذاردند و با آن به ايران و روم حمله بردند[۷] و در حالي که قرآن مي فرمايد "لا اکراه في الدين...[۸]"، متعرض ديگران شده و به آنها گفتند: يا اسلام، يا جزيه يا جنگ!

به هنگام جنگ قادسيه، در حالي که رستم فرخزاد که به راستي يکي از بزرگان ايرانست، خواهان آن بود که جنگ درنگيرد و با نمايندگاني از سعد ابي وقاص(فرمانده ي اعراب در قادسيه) مذاکره مي کرد، چنانکه طبري مي نويسد در يکي از گفتگوها زهره بن حويه از اسلام سخن مي گويد، رستم مي گويد: اين چه ديني است؟ مي گويد: ستونش لا اله الله است و محمد رسول الله و پذيرش فرمان هاي خداست. رستم مي گويد: نيکست، ديگر چه؟ مي گويد: آنکه مردم از پرسش بندگان درآمده و تنها خدا را بپرستند. رستم مي گويد: نيکست، ديگر چه؟ مي گويد: ديگر اينکه همه ي مردم فرزندان آدم و برادران يکديگرند. رستم مي گويد: نيکست... ببينيد که جنگ تنها نامش جنگ اسلام است و تنها اسلام بهانه ايست براي عربان.

 نماينده ي  ديگر سعد ابي وقاص، مغيره بن شعبه در واپسين مذاکره در پاسخ رستم به او پاسخ مي دهد:" اگر نمي خواهي مسلمان شوي، بنده و باجگذار ما شو تا با تو کاري نداشته باشيم. ولي اگر تسليم ما نشوي، بدان که روزي فراخواهد رسيد که آن اندازه، خوار باشي که به اين دلخوش شوي که ما حاضر شويم جزيه از تو بپذيريم" و سپس هم اين آيه از سوره ي توبه را مي خواند.

گسترش انديشه ي ديني با بهره گيري از قوت مکتبش از راه تعامل فرهنگي مي بايد انجام گيرد نه با دم شمشير، چنانکه در دوران ساساني، مردمان زير چتر اين شاهنشاهي اديان گوناگون از بودايي گرفته تا مسيحيت را دنبال مي کردند که دين ماني و انديشه ي مزدک نيز از ميان آنها بروز کرد، هرچند که دين رسمي دين زردشتي بود و موبدان برآن تاکيد بسيار داشتند.

باري اسلام ديني است که با شمشير گسترش يافته است، از ايران بگيريد تا هند يا از سوريه و شام بگيريد تا پاختر(شمال) افريقا و يا در زماني متاخرتر در اروپا(از سوي فرمانروايان ستمگر عثماني)، حتي در خود عربستان(زمان ابوبکر، جنگ هاي رده)

 

زنان در قرآن

در قرآن به مرد اجازه داده شده تا چهار زن را بگيرد مگر آنکه نتواند رعايت عدالت کند که در آنهنگام بايد به يکي اکتفا کند مگر زناني را که بدست آورده باشدکه منظور کنيزان است[۹]. يا آنکه مي فرمايد: که زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند مگر آنهايي را که بدست آورده ايد که درينجا نيز منظور کنيزان است[۱۰].

در آيه ي ۱۱ سوره ي نساء، ارث پسر دو برابر دختر تعيين شده است[۱۱] . بايد دانست در جامعه اي(جامعه ي عرب از آنهنگام تا به امروز) که زنان را به هيچ مي شمرده اند و البته مرد از آنرو که مي بايست هزينه ي زندگي خانواده ي خود را بپردازد، اين فرمان بسي فرمان حکيمانه و بزرگوارنه اي است، ولي جاي پرسش دارد که آيا اين فرمان براي همه ي مردمان و در همه ي روزگاران براي مسلمانان است؟

مردان از آنرو که خدا برخي را بر برخي ديگر برتري داده است و از آنرو که مردها از دارائيشان هزينه زندگي مي پردازند، بر زنان چيره اند( يا برترند)[۱۲]. البته بايد پذيرفت که مردان درجه اي برتر از زنان هستند[۱۳].

البته تنبيه فيزيکي زنان، تنها به نرمي و به عنوان واپسين راه در نظر گرفته شده است، آنهم تنها به هنگام نافرماني زن در  امر زناشويي (جنسي)که نيازي بنيادين (البته از ديد غريزي ) براي مرد به شمار مي آيد: نخست آنها را اندرز دهيد و اگر سود نداد، از خوابگاه آنها کناره گيريد و اگر باز سود نبخشيد، آنها را بزنيد[۱۴].

اين همه را مي توان توجيه کرد، ولي اينکه شهادت زن به تنهايي ملاک نيست و شهادت دو زن به مانند شهادت يک مرد است را چيزي نمي توان توجيه کرد مگر مقتضيات جامعه ي عربستان:"دو گواه بگيريد از مردان خود، پس اگر دو مرد نباشد، يک مرد و دوزن از گواهاني که دادگر باشند و به گواهي ايشان راضي شويد و تعيين دو زن براي اينست که چون يکي از آنها فراموش کند، ديگري بياد او آورد[۱۵]."

ادامه دارد...


 

[۱] وقاتلوا هم حتي لا تکون فتنه و يکون الذين لله فان انتهوا فلا عدوان الا علي الظالمين: بقره(۲)، ۱۹۳

[۲] و قاتلوا في سبيل الله يقاتلونکم و لاتعدوا ان الله لا يحب المعتدين :بقري(۲)، ۱۹۰

[۳]ولاتجادلوا اهل الکتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا آمنا به الذي انزل الينا و انزل اليکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون :آيه ي ۴۶ از سوره ي عنکبوت(۲۹)

[۴]سوره ي حج(۲۲) آيه ۱۷

[۵]  يا ايها الذين امنوا انما المشرکين نجس... :توبه(۹)، ۲۸

[۶]سوره ي توبه (۹) ۲۹

[۷] فردوسي فرمايد: زشير و شتر خوردن وسوسمار/ عرب را به جايي رسيدست کار

      که  تاج کياني  کند  آرزو / تفو  باد  بر  چرخ  گردون  تفو

[۸] بقره(۲)، ۲۵۶

[۹]...فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثني و ثلاث و رباع فان خفتم ال تعدلوا فواحده او ماملکت ايمانکم ذلک ادني الاتعولوا: نساء(۴)، ۳

[۱۰] والمصحنات من النساء الا ما ملکت ايمانکم ...: نساء(۴)، ۲۴

[۱۱] يوصيکم الله في الودکم للذکر مثل حظ الاثنيين...

[۱۲]الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم...: نساء(۴)، ۳۴

[۱۳]وللرجال عليهن درجه ...: بقره(۲)، ۲۲۸

/ 16 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريدون

درود بر شما مرد مسلمان. براستی پرداختن به انديشه ی تازیان ۱۴۰۰ سال پیش از بهر چه باشد؟! اگر باور داريد٬ آن را پاس بداريد و اگر نداريد٬‌ به اشا منش نياکان روی آوريد٬‌ خود باشید و قرآن را نیز برای تازیان پاس بدارید. روان تان خرم

ژاله

سلام آريانام عزيز.. چقدر خوب است که مرد جوانی به سن و سال تو اين همه اطلاعات داشته باشه.. من اگر پسری ميداشتم هم سن تو بود.. بلکه بزرگتر .

آریانام

سلام بر همه. برای فريدون. اسلام توحيدی ترين دين و پاک ترين باورها است. و قرآن تنها کتاب آسمانی قابل اسناد است. اگر برخی از قوانين برای جامعه ی عرب بوده است و برای ديگر جوامع چندان خوب نبوده ا نبايد آنرا به اين نشان گرفت که اسلام دين خوبی نيست.

فرشته مهر

مطلبتان را خواندم دوست گرامی، اما در مورد تنبيه زنان ان هم در صورت کاهی رد کردن مسايل زناشويی را نمی توانم منطقی و انسانی بدانم. اين مورد به برده داری شبيه است. اينت قسمت که زنان برتر از مردان هستند را هم همينطور. در مورد مشرک و کافر....بايد ببينيم منظور حقيقی از مشرک در ان زمان چه بوده..آيا می توانيم کسی که فقط خدا را می پرسند و دين خاصی ندارد را کافر دانست؟ و يا آيا می توانيم کسی را که خدا را همان انرژی های درون خودش ميبيند را کافر دانست؟ قران به نظر من خيلی پيچيده است...

فرشته مهر

و اين بحث ها را که می اوريد خيلی خيلی جالب است... اما من عقيده دارم بعضی از فوانين و بحث های موجود در قران که همه ما در گوشه و کنار می شنويم فقط برای زندگی ان زمان مناسب بودند... با سنگسار هم که صددرصد و صد درصد مخالفم!

البرز

یک اعتراضی - حرکتی - کامنتی ... آذربایجان را که نباید قومگراها به نام خودشان ثبت کنند ! هرجا که رفتید نشان بدهید که توهینی در کار نبوده است ! برای من که آذربایجانی هستم و سالهاست در تهران زندگی میکنم واضح است که واژه لاتی به کار رفته است : نمنه ترکی نیست (در کاریکاتور) مثل قاراشمیش - ایکی ثانیه - یر به یر - سنه نه

سورنا گیلانی

با درود روزافزون و با سپاس از مهری که ارزانی اینجانب داشته اید . امید است پوزش اینجانب را به سبب دیرکرد چندماهه در بازدید از تارنگار ارزنده تان پذیرا شوید . تارنگار ( سرزمین جاوید ) نیز با نوشتاری نوین با عنوان « ادبیات پارسی در روزگار ایلخانان » به روز شد . پیروز و سرفراز باشید .

حسن

سلام، با توجه به اینکه در دوران صدر اسلام زنان فاضل نیز در جامعه بوده اند (حضرت فاطمه (س) (ام ابیها) - حضرت زینب (س) (افشاگر یزید) و ...) این تفسیر شما به نظر من درست نیست. به علاوه در آیه مربوط به تجارت که نسیان زن دلیلی بر ثنویت زن در مقابل مرد گرفته شده است، شما باید ثابت کنید که فقط زنان عربستان در آن زمان این خصوصیت را داشته اند. می دانیم در صدر اسلام در ابتدای ظهور اسلام، تنها 17 نفر سواد خواندن و نوشتن داشتند، لذا در آنجا از لحاظ فکری مردان بر زنان برتری خاصی نداشتند. مردان بیشتر از قوای بدنی خود استفاده می کردند و جنگاور بودند. فرق های دیگر را باید در سرشت و فطرت زن جستجو کرد. پس این آیه ناظر به سرشت زن است که تغییر ناپذیر است. لا تبدیل لخلق الله. منتظر نظر شما هستم.

حسن

سلام دوست خوبم، انتقادات و نظرات خود در رابطه با نظر شما را در پست زیر آورده ام، http://shohoud.blogfa.com/post-5.aspx خوشحال می شوم پاسخ دهید.

علی

درود به تو اي دوست عزيز قربونت که مردم را اگاه ميکنی بله تو قران هيچ ارزشی برای زن قائل نيست حالا اگه به بعضی زنا بگی ميخوان دارت بزنن من ميگم بريد قرانو فارسی بخونيد تا بفهميد دين بهانه بود برای عرب برای تاراج و غارت ولی افسوس به يزدان که گرماخرد داشتيم کجااين سرانجام بدداشتيم