آریانام
پارسیان هخامنشی

رچند تا پیش از هخامنشیان چنانچه گفته شد مردم، این کشور را ایران نامیده بودند؛ ولی تا این هنگام، ایران به گونه‌ی کشور های گوناگون ولی با‌یک گونه مردم بود و‌یگانگی نسبی که کی خسرو پدید آورد، آنچنان استحکام نداشت و فراگیر نبود. هخامنشیان بنیادگذار‌یگانگی ایران به گونه‌ی‌یک کشور‌یگانه اند. چنانچه هر چند در روزگار پسین، این‌یگانگی چندی از میان رفت‌یا با تهدید به نابودی روبرو بود؛ چنانکه پس از اسلام تا روزگار صفویان که‌یگانگی ایران را دوباره پدید آوردند، ایران به کشور های کوچکی بخش شده بود؛ با این همه  اکنون نیز ایران‌یگانگی خود را حفظ کرده است. گذشته از این، روزگار هخامنشی، نمودِ فرهنگ ایرانی وگسترش فرمان ایرانیان بر همه‌ی مردم با فرهنگ جهان باستان بوده است .

 

نام های شاهنشاهان هخامنشی بدین گونه است:

 

۱- کورش بزرگ (دوم) (۱-۲۹)[۱]

 

۲- کمبوجیه دوم(۲۹-۳۷)

 

۳- داریوش بزرگ (۳۷-۷۳)

 

۴- خشایارشا (۷۳-۹۴)

 

۵- اردشیر‌یکم (اردشیر درازدست) (۹۴-۱۳۵)

 

۶- داریوش دوم (۱۳۵-۱۵۵)

 

۷- اردشیر دوم (۱۵۵-۲۰۱)

 

۸- اردشیر سوم (۲۰۱-۲۲۱)

 

۹-ارشک (اردشیر چهارم) (۲۲۱-۲۲۳)

 

۱۰- داریوش سوم (۲۲۳-۲۲۹)

 

پیشینه‌ی پارسیان

همانگونه که در گذشته گفته شد، پارسیان شاخه ای از آریاییان بودند که در نیمروز ایران پراکنده شدند. آنگونه که هرودت[۲] می‌گوید، پارسیان به دسته هایی بخش می‌شدند که مهم ترین آنها پاسارگادی ها، مارافی ها و ماسپی ها بودند که برتر آنها پاسارگادی ها بودند که هخامنشیان ازین رسته بودند. دیگر رسته های پارسی، پانتیالایی ها، دروزی ها و  جرمانی ها (کرمانی ها؟) بودند که کارشان کشاورزی بود. دایانی ها، مردی ها، دروپیکن ها و ساگارتی ها کوچنشین بودند. در جامعه‌ی پارسیان برده داری معنایی نداشت  و شاید از اینروست که کورش، با درآمدن به بابل برده داری را از میان برداشت.

 

سرزمینی که پارسیان در آن ساکن شده بودند، در گذشته از آن ایلام بود؛ شاهان ایلامی در حدود آغاز هزاره‌ی دوم پیش از میلاد، عنوان شاه انشان و شوش را داشته اند. در دوران قدرت، ایلام همه‌ی نیمروز ایران را فرا می‌گرفت. حوالی پایان هزاره‌ی دوم پیش از میلاد، ایرانیان به تدریج در انشان مستقر شدند؛ رخنه‌ی پارسیان در این سرزمین، به آرامی و با اجازه‌ی فرمانروایان ایلامی رخ داده است و برخی از پارسیان، مناصب مهمی در دربار واپسین شاهان ایلامی به دست آورده بودند. پیشینه‌ی  ایلامی سرزمین پارس، تاثیر قابل توجهی بر فرهنگ مادی و معنوی پارسیان گذاشت، که از آنجمله است سازمان اداری و نوشتاری هخامنشیان. 

 

یک ایلامی با ‌یک بچه شیر  در پارسه

 

هخامنش که دوران زندگی او را در حدود ۶۸۱ سال پیش از میلاد مسیح برشمرده اند، در سازماندهی ارتش پارسی نقش بسزایی داشته است. در آغاز، هخامنش و پسرش چیش پیش، تنها در بخش های خاوری تر پارس فرمانروایی داشته اند و سپس با سرنگونی پادشاهی ایلام از سوی آشوریان، پادشاهی پارسی بنیاد نهاده می‌شود. چیش پیش خود را شاه انشان می‌نامد، انشان همان مرودشت است که تخت جمشید در آن جای دارد. در روزگار پسر وی، کورش‌یکم (نیای کورش بزرگ‌یا دوم)، پارس به فرمان وی در می‌آید.‌یک نگره آن است که چیش پیش، سرزمین خود را میان دو پسرش، کورش‌یکم و آریارمنه بخش کرد و سپس همه‌ی فرمانروایی به کورش‌یکم و‌یا در زمانی دیرتر به فرمان کوروش بزرگ رسید. دو کتیبه از آریارمنه و آرشام در اختیار داریم، ولی این اسناد به هیچ وجه قابل اطمینان نیستند، چراکه تردیدهای جدی در اصالت آنها وجود دارد. با نیرومند شدن پادشاهی ماد که سراسر پاختر (شمال) ایران را زیر فرمان داشت، پادشاهی پارسی به گونه‌ی پادشاهی پیرو فرمانروایی ماد در آمد. با ازدواج کمبوجیه[۳]با ماندانا، شاهزاده‌ی مادی، خانواده های پادشاهی دو فرمانروایی ایرانی به هم پیوند خورد.

 


[1] سال ها از به تخت نشستن کورش شمرده شده است (۵۵۹پیش از میلاد مسیح)

[2] کتاب 1، بند 125

[3] کمبوجیه (Kambujiya) را‌یونانی ها کامبیز (Cambyses) نوشته اند.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/٢/٢٩ - ابوالفضل ایران نژاد